سامان
بزرگ ترین سایت آموزشی تفریحی

 درسال 1299 ه.ش درشهرستان بوکان متولد شده ديري نگذشت که پدرش رااز دست داد ه ومادرش نيز ازدواج مي کند وسرپرستي آن رابرادر بزرگش به نام عبدلله به عهده مي گيرد.

پس ازمدتي که حسن به سنّ نوجواني رسيد بابرادرش اختلاف پيدا کرده وازخانه خارج مي شود وبه کارهاي سخت تن مي دهد ،اندکي بعد تصميم به ترک وطن مي گيرد. درخاطراتش که به صورت شعر تدوين نموده چنين مي آورد که به سوي خاک کردستان عراق درحرکت بوده وقصد ان ديار نموده است.دربين راه ازشهرها وروستاهاي بيشماري گذشته وشرع به ترانه خواني درد ودل با اين وآن نموده وهمراه با آن درروستا ها شروع به کارگري مي نمايد،وازهمان لحضات گوهر دروني خود رايافته وبه صداي دلنشين خود پي برده است وچون صدايي گيرا وحنجره اي پربار داشته همه اورا دوست داشتند.البته حسن درايام نوجواني هم ترانه سرايي مي کرده ولي مورد سرزنش برادرانش قرار مي گرفته است.

شبي در بين راه با چوپاني آشنا شده و شب را در نزد آن بيتوته مي کند. چوپان همراه با پسرش قصد کشتن وي و بدست آوردن اندک پولي که همراه وي بوده را داشته اند اما حسن با چابکي تمام از مرگ نجات يافته وجان سالم به درمي بردواز آنجافرار مي کند.سرانجام پس از کلي دربه دري وآوارگي به خاک کردستان عراق مي رسد.دريکي ازروستاها گويا جشن عروسي پرپا بوده وخواننده گان درآن ترانه خواني مي کرده اند حسن خود رابه عروسي رسانيده ودرپايان قطعه آوازي مي خواند ونظر همه رابه خود جلب مي کند ومردمان اورابه خانه خود دعوت مي نمايند. اما حسن به خانه يکي ازبزرگان روستا رفته وپس ازمدتي به سفارش دوتن ازمردان روستا درراديو عراق، بخش کردي شروع به فعاليت مي نمايد واين زماني بود که 27 سال داشت.حسن چنين آورده که براي آزمايش ازمن درخواست خواندن آوازي کردند، همين که شروع به خواندن نمودم بهت نوازندگان رافرا گرفت.جست وخيز کرده، سازبرداشتند ونواختند وازهمان زمان فعاليت خود را درراديو رسماً آغاز نمودم.حسن براثرتعليم نزداستادان خواننده اي مشهور شد وترانه هاي بسياري را عرضه نمود.چندي نگذشت که صداي حسن درايران نيز شنيده شدواين هنگامي بود که حسن درعراق محبوبيت زيادي يافته وهرشب او رابه مجلس اعيان وبزرگان دعوت مي کردند وبه پول وپله اي نيز رسيده بود.باوجود اين کبوتر ازبام پريده حسن هواي ديار داشت ومي خواست به ايران باز گردد، پس از بازگشت به کرمانشاه با «ميديا زندي» که گوينده اي نامور بود ازدواج مي نمايد.کم کم حسن به ميانسالي نزديک شده واوج هنر وطنين صدايش رابه گوش شنوندگان ودوستداران خود عرضه مي کند  ودست به ساختن بهترين آهنگهاي خودمي زند.بااين حال پس از مدتي به قولي ازراديو اخراج شده وبه قولي ديگر خوداستعفا مي نمايد وبه زادگاه خوديعني بوکان بازمي گردد.البته درطول زندگي خود هميشه ياد وخاطره بوکان رادردل نگه داشته وبارها نام آن رادرآهنگهايش ياد کرده وازآن به عنوان يادگار ديرينه اش نام مي برد.حسن زيرک دراواخر عمر، غريبانه وبا صداي محزون وگرفته اش باز ترانه مي سرايد وقلبهاي دوستداران وي زمان خداحافظي با اودور نمي يابد وسرانجام حسن براثر بيماري سرطان معده درسن 51 سالگي در بيمارستان تهران جان مي سپارد وجسدش را به بوکان انتقال مي دهند.اول بار اورا درقبرستان عمومي بوکان به خاک مي سپارند ولي بنا به وصيت خود که پيش ازمرگ ايراد کرده بود نبش قبر کرده وجسدش رابه کوه «ناله شکينه»انتقال مي دهند ودرآنجا به خاک مي سپارند.گويد اين کوه تماشاگه ايام نوجواني وي بوده وبرايش خاطرات دوستان وهمسالان رادربر داشته وخاطره اي از عشقي شيرين ولي نافر جام درآن به ياد داشته ودرآهنگهايش از اين کوه بارها ياد کرده است.حسن زيرک با اينکه ازسواد بهره اي نداشت امّا شعرنيکو ودلنشين مي سرود وشرح حال خود رابه شعر هجاني که مقبول عامه است سروده وعلاوه بر شاعري، خواننده، آهنگساز ونوازنده ا ي ماهر بود.ديوان اشعار او به همت عثمان شار باژيري وچند تن ديگر ازدوستانش انتشار يافته است.

وي همچنين دو دختر به نامهاي آرزو وساکار از خود به يادگار گذاشته وترانه هايي که ازاو به يادگار مانده شامل مقامهاي: شور، ماهور، سه گاه، چهار گاه، دشتي، همايون، بيات ترک، حجاز، افشاروابو عطار مي باشد.حسن دربين کردها ايران وعراق علاقه مندان زيادي دارد وشايد دور ازتصوّر باشد اما قريب به 1000 آهنگ ازوي به يادگار مانده است واين آهنگهانمايي ازفرهنگ،ادب،خلق وخو،آرمانهاوفولکلورکردي رابه نمايش مي گذاردوادب کردي رابه مرحله بالاتري رسانيده زبان کردي رابه جهانيان معرفي نموده است.کنسرتهايي که درخارج از کشوربرگزارمي کردگواه اين مطلب است.همچنين وي علاوه برزبان کردي،به زبان فارسي وآذري نيزترانه هايي سروده است.به تحقيق اگرحسن نبودبسياري ازمضامين فرهنگي کردي که اکنون باآنهاآشناداريم فراموش مي شدندوچيزي جزخاکسترازآنهابرجاي نمي ماند.همچنن حسن درپيوندکردهادراستان وکشورهاي مختلف نقش مهمي راايفانموده وآنان.رابيشتربه همديگرنزديک نموده است.وي راحلقه ارتباتي ميان کردهامي دانندکه شمال وجنوب رابه  همديگروصل نموده وايده اي ازعشق به وطن، هم نوع دوستي، پاسداري از فرهنگ وبيزاري از دشمن رادر وجودشان حک کرده است.بامرگ او وظيفه ماست که اين حلقه هاي گم شده فرهنگي تاريخي کرد رابيابيم وعرصه اي براي خودنمايي آنان فراهم نماييم.آرامگاه آن مرحوم دردامنه کوه «ناله شکينه»باهمه زيباييهايش درکمال سادگي ومحروميت بنا گرديده وچون دري دردرون صدف پنهان مانده، بنابراين برهمه مسئولان ودوستداران آن مرحوم واجب است که بناي ياد بود آن مرحوم راچنانچه شايسته اوست احداث گردانند.بياييد که مزارش را با گل نرگس ومريم وسوسن وريحان وسنبل وشقايق ونسرين ووبنفشه گلباران نماييم.روح وروانش شاد.

حسن زيرک مي گويد:«چون به ايران وطنم عشق مي ورزم همه آهنگها و ترانه هايم را به ايران و به خصوص زادگاهم(بوکان) اختصاص دادم.»

ارسال در تاريخ توسط سامان
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

اسلایدر